شما این محصولات را انتخاب کرده‌اید

سبد خرید

شناسه خبر: 29062
بازدید: 98
8

اپرا وینفری اولین زن سیاهپوست ثروتمند، مجری، بازیگر، تهیه کننده ، یک فرد با نفوذ در رسانه و انسانی خیرخواه است.  بسیاری از مردم او را در زمره بانفوذترین و ثروتمندترین زنان در سطح بین المللی می شمارند.

رسیدن به جایگاهی که اپرا امروز دارد کار آسانی نبود. او سختی هایی زیادی را تحمل کرد اما کاملاً واضح است که کودکی او نقش بسیار زیادی در ثروتمند شدن و موفقیت فعلی او داشته است.

اپرا گیل وینفری در ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در کوسسیوسکو شهر می سی سی پی دیده به جهان گشود. ورنیتا لی مادر اپرا در آن موقع ۱۸ ساله و پدرش ورنون وینفری ، ۲۰ سال سن داشت.
هنگامی که اپرا کودکی بیش نبود ورنیتا برای یافتن کار به شمال میلواکی مهاجرت کرد. وی قصد داشت پس از یافتن شغل ، دخترش را نزد خود ببرد. در این فاصله ، اپرا نزد مادربزرگش در مزرعه می سی سی پی زندگی میکرد.

در این مدت مادربزرگش به او خواندن و نوشتن آموخت به گونه ای که او خیلی زود توانست با سن کم در کلیسای سخنرانی کند. اپرا در ۵ سالگی وارد کودکستان شد. اما از آنجایی که او خواندن و نوشتن را می دانست، زودتر از موعد به کلاس اول رفت.

مهاجرت به میلواکی

در پی بیماری مادربزرگش او مجبور شد برای ادامه زندگی به نزد مادر و خواهر ناتنی اش برود. ورنیتا یک نظافت چی بود و به خاطر شغلش ناچار بود فرزندانش را به بهزیستی بسپارد و اوقات کمی را با آنها سپری کند. با گذشت بیش از یک سال ورنیتا اپرا را به نشویل نزد پدرش و نامادری اش فرستاد.

آنها از داشتن یک کودک ۷ ساله بسیار خوشحال بودند زیرا نمی توانستند از خود فرزندی داشته باشند. سرانجام ، اپرا توانست طعم ثروتمند بودن را بچشد و لذت داشتن تختخواب و اتاق خواب شخصی را تجربه کند.
پدرش او را در مدرسه ابتدایی وارتون ثبت نام کرد و به دلیل هوش و استعدادش در سن ۷ سالگی توانست وارد پایه سوم شود.

اپرا از اینکه پدر و مادرش به تحصیل او اهمیت می دادند بسیار خوشحال بود. خانواده اش به طور منظم در مراسم کلیسا شرکت می کردند و همین امر سبب شده بود که اپرا در سن کم فرصت بیشتری برای سخنرانی در جمع پیدا کند.

پس از اتمام سال سوم ابتدایی، ورنون دخترش را به ملاقات مادرش که چندی بعد از رفتن اپرا، صاحب فرزند پسری به نام جفری شده بود، برد. این سه کودک یک اتاق مشترک در یک آپارتمان دو خوابه با هم داشتند.

ورنون در پاییز به دنبال اپرا آمد تا او را به نشویل برگرداند ، اما اپرا تصمیم گرفت که نزد مادرش بماند و کلاس چهارم را در میلواکی بخواند. در غیاب مادرش ، اپرا در یک شرکت تلویزیون مشغول به کار شد و یکی از آرزوهایش این بود که روزی به یک زن ثروتمند و مشهور در جهان تبدیل شود.

آزار و اذیت های جنسی اپرا

اپرا در ۹ سالگی برای اولین بار توسط یکی از نزدیکانش مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفت. آن زمان اپرا از بچه های ورنیتا مراقبت می کرد. یک روز پسر عموی ۱۹ ساله اپرا به بهانه خوردن بستنی او را از خانه بیرون کشید و به او تجاوز کرد و به او گفت که این مساله را برای کسی بازگو نکند. او این کار را کرد ، اما این پایان داستان نبود. سال های بعد، نیز توسط دوستان خانوادگی مادرش و حتی دایی اش مورد تجاوز قرار گرفت و سال ها در مورد همه آن سکوت کرد.

تحصیل در دبیرستان نیکولت

ژن آبرامز ، یکی از معلمان اپرا در مدرسه راهنمایی لینکلن در مرکز شهر میلواکی ، متوجه علاقه اپرا به مطالعه شد به همین خاطر به او کمک کرد تا به یک مدرسه خوب در گلندیل ، ویسکانسین منتقل گردد.

شاید تصور کنید که پذیرش یک دانش آموز آفریقایی-آمریکایی در دبیرستان نیکولت کار آسانی نبوده است. با این حال ، اپرا بعدها گفت: “در سال ۱۹۶۸چون یک سیاهپوست بودم همه دوست داشتند با من دوست شوند و باحال به نظر بیایند، بنابراین من بسیار محبوب شدم.”

بازگشت به نشویل و بارداری اپرا

اپرا هیچوقت نتوانست در مورد آزار های جنسی اش با ورنیتا صحبت کند و مادرش راهنمایی درستی به اون نمی داد و همین باعث شد اپرا اعمالی را انجام بدهد که نسبت به آن آگاهی ندارد. او از مدرسه فرار میکرد ، با پسران قرار ملاقات می گذاشت ، از مادرش پول می دزدید. تا اینکه ورنیتا دیگر نتوانست از پس این رفتارها بربیاید، به همین خاطر اپرا را به نشویل نزد پدرش فرستاد.
او زمانی که فقط ۱۴ سال داشت متوجه شد که باردار است. او تا هفت ماهگی این خبر را از والدینش پنهان کرد. درست همان روزی که بارداری اش را به پدرش گفت ، زایمان کرد. او پسری را به دنیا آورد که ظرف دو هفته درگذشت.

گرچه پدر اپرا سخت گیر بود اما همین سخت گیری ها و پیگیری های پدرش باعث شد که اپرا تلاش کند و نام خود را به عنوان اولین زن ثروتمند سیاهپوست در جهان ثبت کند.

قرارگیری اپرا در مسیر موفقیت

هنگامی که اپرا ۱۶ ساله بود برای اولین بار زندگی نامه مایا آنجلو در کتاب “من می دانم چرا پرنده در قفس آواز می خواند” مطالعه کرد، تغییری در اپرا بوجود آمد و دیدگاه او را دگرگون کرد. اپرا بعدها گفت: “من این کتاب را دفعات زیادی خواندم و قبلاً هرگز کتابی نخوانده بودم که مشابه زندگی من باشد.”

این تجربه نگاه او را تغییر داد و او را به مسیر درست زندگی اش بازگرداند. او روی تحصیل خود متمرکز شد و سخنرانی در جمع را مجدد شروع کرد، استعدادی که جایگاه واقعی او را نشان می داد. موفقیت های او از سال ۱۹۷۰ آغاز شد. او با برنده شدن در مسابقه سخنرانی در باشگاه الکس جایزه بورس تحصیلی چهار ساله دانشگاه را کسب کرد.

اولین تجربه اپرا در روزنامه نگاری

سال بعد ، اپرا برای شرکت در کنفرانس کاخ سفید در سال ۱۹۷۱ در کلرادو انتخاب شد. او نماینده تنسی به همراه یک دانش آموز دیگر بود. پس از بازگشت ، ایستگاه رادیویی WVOL نشویل خواستار مصاحبه با این نوجوان مشتاق شد. این مصاحبه فرصتی دیگر برای موفقیت اپرا ایجاد کرد. آنها از او خواستند که در یک مسابقه زیبایی شرکت کند. اپرا اولین زن آفریقایی-آمریکایی بود که در این رقابت برنده شد.

اپرا اولین تجربه روزنامه نگاری را از همین ایستگاه رادیویی آغاز کرد. او بعد از مسابقه زیبایی ، پیشنهاد ضبط صدایش را قبول کرد. این نوجوان سرزنده با سخنرانی در جمع غریبه نبود ، بنابراین پذیرفتن این پیشنهاد امری بدیهی بود که منجر به خواندن خبر به صورت پاره وقت در این ایستگاه رادیویی شد.

با پذیرش این پیشنهاد اپرا یک قدم به تبدیل شدن به اولین زن ثروتمند سیاهپوست در جهان نزدیک تر میشد.

اپرا در ۱۷ سالگی دبیرستان را به اتمام رساند و همزمان در ایستگاه رادیویی کار میکرد. او در ۱۸ سالگی در حالی که مشغول ادامه تحصیل در دانشگاه ایالت تنسی بود لقب خانم بلک تنسی رو به خودش اختصاصی داد و در رسانه ها جایگاه ویژه ای را برای خودش دست و پا کرد  امروز همه او را به عنوان اولین زن سیاهپوست ثروتمند در جهان می شناسند.

۱۰ توصیه مهم اپرا برای موفقیت

تجربه هایی که اپرا در زندگی خود داشته سبب شده توصیه هایی برای ثروتمند و موفق شدن داشته باشد:

۱- تو مسئول زندگی خودت هستی پس در هر لحظه بیشتر تلاش خودت را داشته باش تا آینده ات رو روشن بسازی.

۲- همیشه به خاطر داشته باش که همه ما موفق می شویم اما زمان موفقیتمان با هم متفاوت است.

۳- در شناخت افرادی که در زندگی تان هستند هوشیار باشید تا بتوانید به موقع آنها را بشناسید.

۴- اگر بتوانید شخصیت و اهدافتان را با هم همسو کنید کسی نمی تواند شما را از مسیرتان منحرف کند.

۵- خودتان را بشناسید و برای خودشناسی تان زمان بگذارید تا بتوانید منبع الهام و قدرت درونی تان را پیدا کنید.

۶- از بالا و پایین های زندگی نهراسید زیرا همیشه فرصتی برای رشد و تغییر وجود دارد.

۷- کینه و نفرت و خام اندیشی را کنار بگذارید و به حس درونی تان اعتماد کنید.

۸- به خاطر داشته هایتان سپاسگزار باشید چون تمرکز به نداشته ها شما را از خواسته هایتان دور و دورتر می کند.

۹- از شکست نهراسید چون شکست شما رو صیقل می دهد و برای موفقیت ها آماده می کند.

۱۰- اشتباهات اتفاق می افتد که از آن درس بگیرید پس اشتباهتتان را به خرد و هوش تبدیل کنید.

8

نویسنده

حنانه گل محمدی
علاقه مند به طراحی چهره به سبک هایپررئال
  1. آفرین حنانه جان😘😘😘منتظر مغاله های دیگر تو هستم بسیار دقیق و واضح عالی بود عزیزم همینطوری پیش برو.

    1

با ما صحبت کنید!
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید