اطرافیان مهربون من

0
1

سلام دوستای مهربون من♡
بچه ها یه سوالی دارم:من خیلی تغییر کردم خودم دارم میبینم خودمو و حتی ادم هایی که وارد زندگیم میشن و آدم هایی که حذف شدن
و یا اینکه من خانوادم منفی هست مثلا مادرم به همه چی گیر میده ک ببین چیکار کرد فلان شد بیماری و…. من ب اینا اهمیت نمیدماااا
اصلا اصلا
اصلا نمیدونم بیماری وجود داره یا ن کیا رو کشت چند نفر و…
جوری شده ک من دیگ تو جمع اینا(خانوادم) نیستم و اتاقمم و همش تنهام ….
با ادمای زیاد و باهوش و مدار بالایی اشنا شدم
از طریق تلگرام واینستاو مدارم رفته بالااا
جوری که وقتی کنار خانوادمم مثبتن!!!انگار همون ادما نیستن
ولی یه چیزی وجود داره
بعضی وقت ها
این گیر دادن های مادرم و اینجور چیزا داره اذیتم میکنه
من کاری ندارما اصلا وقتی هم میگه فکر نمیکنم
ولی یهو انگار تموم انرژی منو خالی میکنه دو روزه اینجوری شدم از وقتی هم که روزه میگیرم از صبح تا شببب نمیتونم ی جا بشینم از ذوق از هیجان اونقدر قدمممم میزنم تو اتاقم کهههه
ولی یه لحظه که میرم پیش مادرم بعضی وقت ها اینجوری انرژیم خالی میشه
جوری که فقط میتونم گریه کنم بگم خدا هدایتشون کن و اینجوری قوی شم راه حلی دارید؟ چه تغییری باید توی خودم به وجود بیارم؟

0
3

سلام و درود خداي بي نهايت عاشق و مهربان
خداي عشق و آزادي
خداي يكتا و بي انتها
بيبين در قدم اول وقتي ميگي من اصلا نميدونم بيماري وجود داره يا نه
اول بايد اينو ياد بگيري كه خودتو يجوري سرتو زير برف نكني كه بگي هيچ بيماري و بدي در جهان وجود نداره
وقتي ميگن جهان رو سياه و سفيد بيبين يعني اين
قبول كن اين بيماري و اين تضاد ها وجود دارند اما بگو به من ضرر نميرسانند
چون تضاد باعث ميشه ما بهتر عمل كنيم
بگو به سمت من راه ندارند چون من فركانسم خيلي قوي تر هست
و رفتار فاميل منتظر افشاي رايگان جديد كانال باش در همين مورد صحبت ميكنه
هميشه موفق سر بلند شاد پيروز پر از انگيزه باشيد
با عشق حامد فنا نويسنده كتاب شفاي ذهن
شاگرد استاد همتي نويسنده پر فروش ترين كتاب ايران
كتاب فراسوي شفاي زندگي

0
2

سلام دوست عزیزم،
مادر منم یجورایی همینطوریه
مثلا ب تمرینایی ک انجام میدم میخنده، کلا ب این مسیری ک توشم میخنده، منو مسخره میکنه و تیکه میندازه و واقعا بعضی وقتا دلم میشکنه …
خیلی سعی کردم آشناشون کنم اما نشد ، تا اینکه فهمیدم ، کیست ک دیگران بخاهند اورا بالا کشند و خدا بخاهد اورا پایین کشد و کیست ک دیگران بخاهند اورا پایین کشند و خدا بخاهد اورا بالا کشد … فهمیدم دستان خدا بسیارن، فقط من نیستم ک اگه کمک نکنم اون فرد بیچاره میشه، این فکرو از سرم بیرون کردم و چند روز بعد دیدم اتفاقا مادرم داره ویس هایی راجب قانون قدرت کلامو اینا گوش میده. انقد تیکه میندازن تا خودشون بلخره خسته میشن،پس اول “رهاشون” کن ب حال خودشون
، دو، ازشون بت نساز، قدرتی بهشون ندع ک با مغز بکوبنت زمین ،اگه حرفی میزنن سکوت کن، قرار نیس همه حرفا تو ذهنت بمونه فقط اونایی ک ب بدردت میخورنو نگه دار،مث ی فیلتر، یادت باشه ک مادرت داره نقش قانون تضاد رو واست بازی میکنه و باید باشه و داره کمکت میکنه ن اینکه زجرت بده، از حرفاش انگیزه بگیر، انرژی و ایمانتو از از دست نده، تا نتیجه های بزرگتری بگیری، نتیجه ها خودشون همه چیزو نشون میدن

سه ، زندگی نامه های افراد و جمله های معروفشونو ک خوندم، خیلی زیبان بعضیاشون، حتما بخون کمکت میکنه،
مثلا جابز میگه مغزهای بزرگ همیشه با مخالفت مغز های متوسط روبه‌رو میشن،یا خود استاد میگن ک در تمام جهان‌ها دیوانه ها دنیارا میسازند و عاقل ها فقط در آن زندگی میکنند
یا خیلی از افراد موفق همیشه مسخره میشدن از سمت اطرافیانشون
ممنونم ایشالا مفید واقع شه♡

0
3

سلام دوست عزیز شما هیچ رسالتی ندارید که کسی رو هدایت کنید تا جایی هدایت کنید که میبینید حالتون بد نمیشه اگه می بینید با حرف زدن با مادرتون حالتون بد میشه رهاش کنید خدا اونو هدایت میکنه شما رسالتی ندارید که حتمن اونوهدایت کنید شما کار خودتونو بکنید همچنان روی خودتون کار کنید مادرتون هم بهتر میشه مثل الان که نسبت به قبل بهتر شده بازم بهتر میشه سعی کنیدوقتی بهتون حرفی میزنه باهاش بحث نکنید چون انرژیتون میاد پایین شما از خدا بخوایتن اونو هدایت کنه و سعی کنید کمتر بحث کنید

نمایش 3 نتیجه
پاسخ شما

لطفاً جهت ثبت ابتدا